متاسفانه سینمای ایران سال به سال تهی تر و بی مغزتر می شود و تماشاگران حرفه ای در حسرت دیدن فیلم خوب، کارگردان مطرح و بازی های مناسب، سال می گذرانند!
امسال هم جشنواره فجر بی رمق تر از سال قبل در حال برگزاری است و شوربختانه فیلم های اکران شده چیزی هم به مزخرف بودن بدهکار می مانند!
اما باز در این مردابِ ایستا، هرازگاهی گُلی دیده می شود که بیشتر از سهم خود، امید را در دلها زنده نگه می دارد و اینبار نوبت فیلم سینمایی زنده شور کاظم دانشی بود.
فیلمی به غایت جامعه شناسانه و آسیب شناسانه که با دیدنش کِسل و دلزده نمی گردیم و با پایان آن درگیر شخصیتها، موضوع و چرایی اتفاقات آن می شویم.
دانشی قبلا هم با فیلم علفزار نشان داد که اهل تامل و تفکر در موضوعات اجتماعی است و با نگاهی موشکافانه تماشاگر را به بطن داستان و روایت خود فرا می خواند و حس همذات پنداری مخاطب را بر می انگیزد و به وضوح می گوید که این جامعه است که کنشگران انسانی را به منجلاب و نیستی رهنمون می گردد.
زنده شور داستان صبحِ قصاص ۵ جوان است که هر کدام سرگذشت عجیبی را در جامعه از سر گذرانده و سر از زندان و صبحِ خداحافظی درآورده اند.
فردی که قتلی را گردن گرفته، جوانی که ۳ افغانی را بخاطر تجاوز به ناموس ایرانی کشته، دیگری بخاطر اختلاف نظر با والدینش بر سر ازدواج با دختری، شیر گاز خانه را باز کرده و آنان را کشته، شخصی که بواسطه جبران شرمندگی از دخترانش در هنگام سرقت خودرویی طی درگیری مالک آن را کشته و آخری در پی خیانت زنش او را به قتل رسانده است!
حال در این صبحِ عجیب، این سرنوشت ها با زنده شوری بهرام افشاری در قامت نماینده دادستانی در فرآیند اجرای احکام قصاص، به هم گره میخورند و جانی دیگر پیدا می کنند.
نماینده دادستانی که قهرمان مردمی می ماند و علیرغم فشار و دستگیری اش، جان ها را صیانت می کند و به مانند برگ خزان بر زمین نمی افکند.
شما را به دیدن این مروارید در این برهوت دعوت می نمایم.
✍ بهنام کمالی
انتهای پیام/
